۲۲ نتیجه برای حسینی
ریحانه ایوان بقاء، مهر ناز مشعوفی، میر محمد حسینی آهق، زهرا وکیلی، مریم محمودی کلی، فریده شهریور،
دوره ۱، شماره ۳ - ( زمستان ۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف: کمخونی ناشی از فقر آهن یکی از شایعترین کمبودهای تغذیهای در سراسر جهان و از عمدهترین مسائل بهداشت همگانی در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه بویژه در میان کودکان و زنان است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش بر آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهر خلخال در مورد کمخونی فقر آهن انجام شده است.
روش کار: این مطالعه بصورت نیمه تجربی- مداخلهای، بر روی ۶۰۰ نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهر خلخال در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه ۳۰۰ نفر) انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک و سئوالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد بود، که قبل و ۸ هفته بعد از مداخله (آموزش بصورت سخنرانی، بحث و توزیع پمفلت در مورد کمخونی فقر آهن) توسط دانش آموزان تکمیل و سپس دو گروه (نتایج پیش آزمون و پس آزمون) با هم مقایسه شدند. دادهها با استفاده از نرمافزار آماریSPSS ۱۱,۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه اختلاف آماری معنیداری بین نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد در دو گروه بعد از مداخله نشان نداد. نتایج آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد که شغل و تحصیلات پدر جزو عوامل پیشگوییکننده بودند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، اجرای برنامه آموزشی بلند مدت و استفاده از روشهای مختلف آموزش بهداشت بخصوص آموزشهای رسانهای، برای ارتقاء آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان در ارتباط با آنمی فقر آهن پیشنهاد میشود.
حسین خادم حقیقیان، فرهاد وحید، آزیتا حکمت دوست، سید رفیع عارف حسینی،
دوره ۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد جدید و مطالعات اخیر از نقش کلسیم در متابولیسم چربی حمایت میکنند. از آنجاییکه چاقی ممکن است بهطور دقیق با نمایه توده بدن و توزیع چربی بدنی با ارزیابی دور کمر، تعریف و سنجیده شود؛ لذا هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین دریافت کلسیم رژیمی با نمایه توده بدن و دور کمر است. روش کار: مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی- تحلیلی است که بر روی ۴۰۲ دانشجوی پسر ساکن خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۳۸۸ صورت گرفته است. میزان دریافت کلسیم روزانه با استفاده از پرسشنامه کیفی تکرر مصرف غذایی برای یک سال و یادآمد ۲۴ ساعته خوراک برای سه روز غیرمتوالی ارزیابی گردید. اندازهگیری قد، وزن، دور کمر و نمایه توده بدن نیز صورت گرفت. برای تعیین نرمال بودن توزیع دادهها از تست کولموگروف اسمیرنوف و برای تعیین ارتباط بین شاخص نمایه توده بدن و دور کمر با میزان کلسیم دریافتی، از ضریب پیرسون استفاده گردید. از تست آنالیز واریانس یک طرفه برای مقایسه طبقههای BMI از لحاظ دریافت کلسیم استفاده گردید. یافتهها: میانگین (±انحراف میار) سنی دانشجویان ۰/۱۱±۱/۲۱ سال و میانگین BMI ۸/۴±۹/۲۳ کیلوگرم بر مترمربع و میانگین کلسیم دریافتی روزانه ۹/۲۷۷±۲۳/۶۲۲ میلیگرم بود. یک رابطه معکوس بین میزان دریافت روزانه کلسیم و BMI وجود داشت. افرادی که در رنج نرمال BMI قرار داشتند، نسبت به افرادی که دارای اضافه وزن یا چاق بودند، میزان دریافت روزانه کلسیم بالاتری داشتند. تفاوت بین کلسیم دریافتی در گروه های BMI و دور کمر از لحاظ آماری معنیدار بود (۰۵/۰p<). نتیجهگیری: یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که ارتباط معکوسی بین کلسیم دریافتی با نمایه توده بدن و دورکمر وجود دارد. مطالعات بیشتر برای بررسی این ارتباط در هر دو جنس و با افراد بیشترلازم است.
سید فرزاد متولی حقی، جواد رفیع نژاد، محبوبه حسینی،
دوره ۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: پدیکلوزیس (آلودگی به شپش سر) یکی از انواع بیماریهای انگلی انسان است که به عنوان یک عامل مهم سنجش سطح بهداشتی در جامعه بهکار گرفته میشود. لذا جهت بررسی برخی فاکتورهای دخیل در اپیدمیولوژی پدیکلوزیس در دانشآموزان مدارس ابتدایی شهر ساری در استان مازندران درسال ۹۲-۱۳۹۱ مطالعهای صورت گرفت. روش کار: ۴۷۱۲ دانشآموز ابتدایی شهرستان ساری، دختر و پسر، مورد معاینه و بررسی قرار گرفتند. نمونهگیری بهصورت خوشهای انجام گرفت. اطلاعات توسط پنج نفر از افراد آموزش دیده و با استفاده از پرسشنامه اطلاعاتی دانشآموزان که حاوی نتایج تشخیصی آلودگی به انگل و نوزاد و تخم در رابطه با متغیرهایی مانند جنسیت، پایه تحصیلی، محل سکونت و سن بودند، تکمیل و نتایج حاصله تحت آزمون آماری کای دو با ضریب اطمینان ۹۵% مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در بین ۴۷۱۲ دانشآموز مورد بررسی ۷۸ فرد آلوده به پدیکلوزیس شناسایی شد. شیوع آلودگی ۶۵/۱ درصد محاسبه گردید. شیوع پدیکلوزیس با متغیرهایی مانند وجود حمام، استفاده از وسایل شخصی، میزان تحصیلات والدین، داشتن مربی و رعایت بهداشت فردی و شغل پدر ارتباط معنیدار را نشان داد (۰۵/۰(p<. با این حال ارتباط میان شیوع پدیکلوزیس و متغیرهایی نظیر حالت مو و پایههای تحصیلی معنا دار نبود. نتیجه گیری: یافتههای فوق نشاندهنده نقش آموزش و هدایت والدین و آموزگاران در راستای بهبود بهداشت فردی و عمومی در کاهش ابتلا به شپش سر در میان دانشآموزان نواحی مورد مطالعه میباشد.
غلامحسین صفری، محمد حسینی، حسین کمانی، روح الدین مرادی راد، امیرحسین محوی،
دوره ۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی کارایی فرایندهای فوتوکاتالیستی UV/TiO۲و UV/H۲O۲/TiO۲ در حذف آنتی بیوتیک تتراسایکلین از محلولهای آبی میباشد. روش کار: این مطالعه از نوع تجربی- کاربردی بود که بهصورت ناپیوسته در مقیاس آزمایشگاهی صورت پذیرفت و در آن تاثیر پارامترهای مختلفی از قبیل غلظت اولیه تتراسایکلین، غلظت دی اکسید تیتانیوم (TiO۲)، غلظت پراکسید هیدروژن (H۲O۲)، زمان تماس و pH مورد بررسی قرار گرفت. در تمام مراحل آزمایش حجم نمونهها ۲۵۰ میلیلیتر در نظر گرفته شد. کلیه آزمایشات در یک راکتور ۵۰۰ میلی لیتری، در دمای آزمایشگاه (۲±۲۴ درجه سلسیوس) با استفاده از همزن مغناطیسی با سرعت۱۵۰ دور در دقیقه انجام گردید. یافته ها: نتایج حاصله نشان داد که pH نقش مهمی در حذف آنتی بیوتیک تتراسایکلین در فرایند UV/TiO۲ دارد. با افزایش زمان تماس و غلظت TiO۲ راندمان حذف افزایش یافت، ولی غلظت TiO۲ بیشتر از ۱ گرم در لیتر و زمان تماس بیشتر از ۹۰ دقیقه تاثیر چشمگیری در راندمان حذف نداشت. حداکثر راندمان حذف (۴/۹۱%) در ۵ = pH، غلظت TiO۲ ۱ گرم در لیتر، غلظت اولیه تتراسایکلین ۲۷ میلی گرم در لیتر و زمان تماس ۹۰ دقیقه به دست آمد. تجزیه فتوکاتالیستی تتراسایکلین به خوبی از مدل سینتیکی درجه اول کاذب (۹۹/۰= R۲) پیروی میکرد. افزودن H۲O۲ به میزان ۱۰۰ میلی گرم در لیتر در ۵ = pH و غلطت TiO۲ معادل ۱ گرم در لیتر منجر به حذف کامل تمامی غلطتهای مختلف تتراسایکلین به کار رفته در این مطالعه بعد از ۳۰ دقیقه زمان تماس گردید. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که فرایند فتوکاتالیستی UV/H۲O۲/TiO۲ یک فرایند بسیار موثر بوده و میتوان از این فرایند برای حذف آنتی بیوتیک تتراسایکلین از محلولهای آبی استفاده نمود.
حسین ارفعی نیا، محمد حسینی، داریوش رنجبر وکیل آبادی، علی اصغر اعلم الهدی، سارا بنفشه افشان، مجید کرمانی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ویژه نامه بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: در بررسی ذرات معلق هوا علاوه بر شاخصهای شیمیایی، ویژگیهای فیزیکی آنها نیز در آلودگی محیط زیست اهمیت ویژه ای دارد. لذا هدف این مطالعه، ترکیب ریخت شناسی و کانی شناختی ذرات PM۲,۵ در هوای منطقه دوازده شهر تهران با تکیه بر تصاویرآنالیزی EDX - SEM وآنالیزهای XRD میباشد.
روش کار: در مطالعه حاضر نمونههای ذرات PM۲,۵ از هوای محدوده بیمارستان سینای تهران توسط frmOMNITMAmbient Air Sampler جمع آوری شد. بررسی ترکیب کانی شناسی، اندازه و درصد فراوانی با اندازه مشخص و در نهایت تعیین شکل ذرات توسط آنالیزهای XRD و تصاویرآنالیزی EDX-SEM انجام گرفت.
یافتهها: نتایج آنالیز EDX-SEM نشان دادند که عمده ترین عناصر در ذرات PM۲,۵ به ترتیب اکسیژن (۰۷/۴۳-۳۲/۳۹%)، کلسیم (۴۹/۷-۴۸/۵%)، آلومینیوم (۷۲/۵-۳۲/۵%)، آهن (۴۲/۳-۲۱/۳%)، منیزیم (۷۹/۱-۱۹/۱%)، پتاسیم (۵۷/۱-۵/۱%)، روی (۴۸/۱-۲۸/۱%) بوده و در برخی ذرات سولفور (۶۱/۴%)، سدیم (۶۶/۰-۵۱/۰%)، فلوئور (۶۱/۰%) و تیتانیوم (۵۳/۰%) نیز یافت شده اند. نتایج XRD نیز نشان داد که کانیهای اصلی این ذرات بیشتر در ۴ فاز کانیایی شامل کربنات (بیشتر کلسیت(، رسی (اسکمتیت)، سیلیکات (کوارتز) و فیلوسیلیکات (کائولینیت) قرار میگیرند. فازهای فرعی نیز شامل کانیهایی همچون موسکوییت، ایلیت، کلسیت و پولی گورسیکت میباشد.
نتیجه گیری: این عناصر بعنوان عناصری با منشا پوسته زمینی شناسایی میشوند و فعالیتهای انسانی نقش زیادی در تولید و انتشار این عناصر ندارند. در اکثر ذرات معلق، عنصر کربن نیز شناسایی شده است که درصد بالای کربن در برخی ذرات معلق نشاندهنده احتراق سوختهای فسیلی میباشد. با مقایسه نتایج XRD با نتایج حاصل از آنالیزهای SEM-EDX مشاهده شد که این نتایج با هم همخوانی و مطابقت دارد.
احمد الله آبادی، زهرا رضایی، احمد حسینی بند قرائی، ابوالفضل رحمانی ثانی، ایوب رستگار،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ویژه نامه بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: فنل یک ترکیب سمی، سرطانزا در محیط زیست شناخته شده است، همچنین سبب ایجاد بو و طعم ناخوشایند در مخازن آبی است، مطالعه حاضر به تاثیر مواد شیمیایی بر کارایی خاکستر سبوس برنج بعنوان یک جاذب ارزان قیمت در حذف فنل از آب پرداخته است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه آزمایشگاهی مداخلهای بود که جهت بهبود ظرفیت جذب خاکستر سبوس، از مواد شیمیایی (MgO،CaCl۲ ، KOH، MgCL۲ ، NaOH، SO۴NH۴، NH۴Cl،ZnCl۲ ) استفاده شد. سپس به تاثیر پارامترهای pH، زمان تماس، غلظت اولیه فنل، دوز جاذب و دما بر میزان حذف فنل پرداخته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که خاکستر سبوس برنج، اصلاح شده با سولفات آمونیوم، بالاترین کارایی (۸۵/۹۴%) و اصلاح نشده کمترین کارایی (۸/۵۲%) را داشت. فرایند جذب از مدل ایزوترم لانگمیر (۹۹/۰R۲≥) و مدل سینتیکی درجه دوم (۹۹/۰R۲≥) تبعیت میکرد. حداکثر ظرفیت جذب بر مبنای مدل لانگمیر mg/g ۶/۶۶ حاصل گردید. مقادیر بدست آمده از متغیرهای ترمودینامیکی نیز نشان داد که جذب فنل بر روی خاکستر سبوس برنج اصلاح شده گرماده و خودبه خودی است.
نتیجه گیری: نتایج نشاندهنده این بود که سولفات آمونیوم باعث افزایش کارایی خاکستر سبوس برنج شده که این نیز به نوبه خود سبب کاهش مصرف جاذب میشد. بنابراین با توجه به قابل دسترس بودن سبوس برنج و سادگی اصلاح آن، این جاذب را میتوان در صنعت آب و فاضلاب برای حذف ترکیبات فنلی به کاربرد.
عطا رفیعی، کامیار یغمائیان، سعید پرمی، محمد حسینی، امیرحسین محوی، مسعود یونسیان، ویدا پسرکلو، رامین نبی زاده،
دوره ۷، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت نامناسب پسماندهای عفونی باعث آلودگی محیط زیست و نیز انتقال بیماریهای مختلف از طریق تماس افراد مستعد با این نوع از پسماندها میشود. با توجه به مشکلات موجود در مدیریت پسماندهای عفونی، توسعه و بهبود وضع موجود مدیریت پسماند عفونی ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی مدیریت پسماندهای عفونی مجتمع بیمارستانی امام خمینی شهر تهران و ارائه راهکارهای مناسب مدیریتی صورت پذیرفت.
روش کار: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی و طی ماههای بهار و تابستان سال ۱۳۹۳ در مجتمع بیمارستانی امام خمینی شهر تهران انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه مورد تایید سازمان بهداشت جهانی برای مدیریت پسماند بیمارستانی بود، که با مراجعه حضوری به مجتمع بیمارستانی مورد مطالعه و مشاهده موارد موجود تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده توسط نرمافزارهای Excel و SPSS انجام شد.
یافتهها: میانگین پسماند عفونی تولیدی مجتمع بیمارستانی مورد مطالعه ۱۳۸۰ کیلوگرم در روز بود. میزان تولید پسماند عفونی فصل تابستان در مقایسه با فصل بهار بهطور قابل ملاحظهای بالاتر بود. تفکیک پسماند عفونی و غیرعفونی در مبداء تولید بهگونهای مناسب انجام نمیشد. بیخطرسازی پسماند عفونی در مجتمع درمانی مورد مطالعه، با استفاده از فناوری هیدروکلاو انجام میشد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، درصد بالای میزان تولید پسماند عفونی نشاندهنده مشکلات موجود در مرحله تفکیک پسماند است. برای حل این معضل توصیه میشود برای افزایش آگاهی پرسنل در ارتباط با تفکیک صحیح پسماند بهداشتی درمانی، سمینارهای مستمر آموزشی با امتیاز بازآموزی در طول سال، برگزار گردد.
رقیه حسینی کیا، لیلا قهرمانی، موسی صالحی، فرهاد عوبری، محبوبه حسینی کیا، محمد حسین کاوه،
دوره ۷، شماره ۵ - ( زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: در چند دهه اخیر عوامل ناتوانی و مرگ های زودرس از بیماریهای عفونی واگیردار به بیماریهای مزمن و تحلیل برنده تغییر یافته است، تغییرات در رژیم غذایی عامل مهم انتقال بیماری از واگیر به غیرواگیر است. پیشگیری اولیه از این بیماریها از طریق مداخلات بر روی عادات و سلیقه های غذایی از دوران کودکی امکان پذیر میباشد، با توجه به کمبود مطالعات، مطالعه حاضر با هدف تأثیر یک برنامه آموزش تغذیه سالم بر خودکارآمدی دانشآموزان دختر در مدارس راهنمایی شهر شیراز، ایران، با استفاده از مدل پرسید تدوین یافته است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مداخله ای و نیمه تجربی بود، ۲۱۷ دانش آموز از مدارس دخترانه هر چهار ناحیه شیراز به روش نمونه گیری طبقه بندی- خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی و در دو گروه آزمایش (۱۰۴نفر) و شاهد (۱۰۵نفر) تخصیص یافتند. ابزار پژوهش یک پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که به صورت خودایفا اجرا گردید. ضریب آلفای کرونباخ برای سازه خودکارآمدی ۸۰/۰ به دست آمد. داده های پژوهش قبل و بعد از مداخله در گروههای مورد مطالعه، با استفاده از پرسشنامه مذکور جمع آوری گردید. مداخله آموزشی برای گروه آزمایش از طریق سخنرانی، بحث در گروه های کوچک، پمفلت، کتابچه آموزشی و پرسش و پاسخ اجرا شد. داده ها در نرم افزار SPSS-۱۸ با استفاده از آزمون های آماریآنالیز داده های مکرر و تی زوجی آنالیز شد.
یافته ها: میانگین تغییرات خودکارآمدی (۰۰۰۱/۰p<) در گروه مداخله پس از اتمام دوره آموزشی افزایش معناداری را نشان داد.
نتیجه گیری: موفقیت آمیز بودن این مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی مبتنی بر مدل پرسید در بهبود خودکارآمدی رفتار تغذیه ای دانش آموزان مؤثر بوده است، از این رو استفاده از این مدل برای طراحی مداخلات آموزشی پیشگیریکننده مناسب به نظر میرسد.
فاطمه حسینی، رحیم طهماسبی، آزیتا نوروزی،
دوره ۷، شماره ۵ - ( زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایش پاپ اسمیر روش غربالگری موثری جهت تشخیص اولیه سرطان دهانه رحم می باشد. لذا این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آموزش فردی و گروهی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی بر باور و عملکرد زنان بوشهری در رابطه با تست پاپ اسمیر انجام شده است.
روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار بر روی ۱۵۰ نفر از زنان در سه گروه آموزش فردی، گروهی و شاهد انجام گرفت. برنامه آموزشی در گروه آموزش گروهی طی دو جلسه و در گروه آموزش فردی در یک جلسه اجرا شد. هر سه گروه در اولین مراجعه کتابچه آموزشی دریافت کردند. جمع آوری اطلاعات توسط پرسشنامه صورت گرفت به طوری که علاوه بر شروع مطالعه، یک هفته و سه ماه بعد پرسشنامه ها توسط نمونه های هر سه گروه تکمیل شد. انجام تست پاپ اسمیر در سه گروه در ابتدا و سه ماه بعد از مداخله بررسی گردید. بعد از جمع آوری اطلاعات، دادهها توسط نرم افزار SPSS با استفاده از آزمونهای آماری مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در این مطالعه سه گروه از نظر کلیه متغیرهای جمعیت شناختی و همچنین میانگین نمره آگاهی و تک تک سازهها قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری نداشتند. بعد از مداخله در سه گروه، نمره آگاهی تغییرات معنیدار وجود داشت (۰۰۱/۰>p). از سازه های مدل، موانع درک شده پس از مداخله تفاوت معنیداری بین سه گروه داشت (۰۰۱/۰>p). قبل از مداخله هیچ یک از شرکت کنندگان تست پاپ اسمیر را انجام نداده بودند اما سه ماه پس از مداخله در گروه آموزش گروهی ۴۲ نفر (۷/۸۵%)، در گروه آموزش فردی ۴۴ نفر (۷/۹۱%) و در گروه شاهد ۴ نفر (۲/۸%) تست مورد نظر را انجام داده بودند (۰۰۱/۰>p).
نتیجه گیری: برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی به هر دو صورت فردی و گروهی جهت تشویق زنان به انجام آزمایش پاپ اسمیر موثر بوده و با توجه به هزینه اثربخشی، اجرای آموزش به صورت گروهی مناسب تر به نظر می رسد.
مهدی رحیم زاده، رستگار حسینی، جمال فاضل کلخوران،
دوره ۷، شماره ۵ - ( زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف سیگار و قلیان از مشکلات بهداشت عمومی به شمار میرود. تحقیقات متعددی در زمینه شیوع مصرف سیگار، قلیان و عوامل مرتبط با آن انجام شده است. اما در پژوهشهای اندکی به بررسی استعمال و علل گرایش به مصرف سیگار و قلیان در بین دانشجویان تربیت بدنی پرداخته شده است. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی فراوانی مصرف و علل گرایش به مصرف سیگار و قلیان در بین دانشجویان پسر و دختر تربیت بدنی دانشگاه کردستان میباشد.
روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی به روش تصادفی طبقه بندی شده و با استفاده از پرسشنامه استاندارد PDUQ ۱ بر روی جمعیت دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه کردستان (۱۲۸ نفر پسر و۱۶۰ نفر دختر) در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ انجام گردید. برای تحلیل دادهها از SPSS-۱۷ استفاده شد و با بکارگیری روشهای آمار توصیفی و استنباطی شامل کلموگراف اسمیرنف و T-test در سطح معنیداری ۰۵/۰p< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که میزان مصرف سیگار و قلیان در بین دانشجویان تربیت بدنی پسر به ترتیب شامل ۲۵ و ۲/۱۷ درصد و در بین دانشجویان دختر تربیت بدنی به ترتیب شامل ۲۵/۱۱ و ۵/۷ درصد بوده است. همچنین مصرف سیگار و قلیان در پسران بیشتر از دختران بود و این اختلاف از لحاظ آماری معنیدار میباشد (۰۰۱/۰ p<).
نتیجه گیری: مهمترین دلایل بالا بودن مصرف سیگار و قلیان در این مطالعه در گروه پسران ارتباط صمیمانه با دوستان سیگاری و در گروه دختران تفریح و سرگرمی بود، بنابراین ضرورت اجرای برنامههای آموزشی مناسب، برگزاری مسابقات متنوع ورزشی و نیز اردوهای علمی و سیاحتی مفید در سطح دانشگاه به منظور پیشگیری از مصرف سیگار و قلیان منطقی به نظر میرسد.
دکتر حسین کمانی، دکتر محمد حسینی، دکتر غلامحسین صفری، دکتر جلیل جعفری، دکتر سید داود اشرفی، دکتر امیر حسین محوی *،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ویژه نامه بهار ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین موجود در خاکهای سطحی شهرها ناشی از منابع مختلف (مانند ترافیک، انتشارات صنعتی، فرسایش ناشی از ساختمان ها و...) میتواند از طریق تنفسی و پوست در بدن انسان تجمع یافته و برای سلامتی خطرساز باشد، بنابراین هدف از این مطالعه بررسی وضعیت آلودگی فلزات سنگین و ارزیابی کیفیت خاکهای شهری در شهر زاهدان بود.
روش کار: در این مطالعه که یک مطالعه توصیفی- مقطعی بود، غلظت فلزات سنگین در خاکهای سطحی شهر زاهدان در اوایل پائیز سال ۱۳۹۲ مورد بررسی گرفت. در این مطالعه، نمونهها با جاروکردن سطح زمین در مناطق مختلف (پنج منطقه) برداشت شدند. برای نمونه برداری در هر نقطه محل نمونه برداری، ۵ نمونه به صورت تصادفی برداشت میشد و سپس با هم مخلوط میشد تا یک نمونه کاملاً مخلوط بدست آید که در مجموع ۵۰ نمونه مخلوط از تمام مناطق برداشت شد. نمونهها پس از انتقال به آزمایشگاه در معرض هوا خشک شدند و پس از هضم شدن با مخلوط اسیدی، غلظت فلزات کادمیم، کروم، مس، نیکل، سرب و روی با دستگاه ICP اندازه گیری شد.
یافته ها: نتایج آنالیز نمونهها نشان داد درکلیه مناطق مورد مطالعه این تحقیق شامل پارک شهری، مناطق تجاری، مناطق پر ترافیک، مناطق مسکونی و شهرک صنعتی، مقدار غلظت فلزات کادمیم، کروم، مس، نیکل، سرب و روی به ترتیب ۰۶/۰±۱/۰، ۹۶/۶±۵۳/۳۷، ۲۵/۱۰±۶۸/۲۹، ۵۳/۸±۰۹/۵۱، ۵۲/۶±۳۷/۲۸ و ۹۴/۲۵±۳۰/۱۸۴ میلی گرم در کیلوگرم خاک بود. در تمام مناطق شهر زاهدان (بجز مناطق مسکونی) غلظت متوسط فلزات کادمیم، کروم، مس، نیکل، سرب و روی از مقدار غلظت زمینه (حاشیه شهر) بیشتر بود.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که کاربری زمین تاثیر به سزایی در افزایش غلظت فلزات سنگین در خاک سطحی شهر زاهدان دارد. بیشترین غلظت فلزات در مناطق تجاری و مناطق پرترافیک بدست آمد که تردد وسایل نقلیه بالاتری در مناطق فوق وجود داشت، بنابراین کاهش ترافیک و بهبود سیستم حمل و نقل عمومی در مناطق مذکور میتواند منجر به بهبود کیفیت خاک در این مناطق شود.
فاطمه رضایی، عابدین ثقفی پور، مهدی میرحیدری، سید کمال اسحاق حسینی،
دوره ۸، شماره ۵ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت اپیدمیولوژی و تعیین روند بروز سرطانها میتواند در برنامه ریزی و سیاست گذاری برای کنترل آنها موثر باشد. با توجه به مشخص نبودن روند بروز سرطانها در استان قم، این مطالعه با هدف تعیین روند زمانی بروز سرطانها در استان قم طی یک دوره هشت ساله (۹۳-۱۳۸۶) صورت گرفت.
روش کار: این مطالعه بصورت مقطعی توصیفی تحلیلی بر روی ۵۳۵۹ مورد سرطان در استان قم طی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۳ انجام گرفت. برای انجام این مطالعه از اطلاعات سیستم کشوری ثبت سرطانها استفاده شد. در این سیستم، اطلاعات انواع سرطانهای تشخیص داده شده، جمع آوری و وارد نرم افزار ثبت سرطان میشود. کدگذاری نوع سرطان بر اساس ICD-O۲ (International classification Disease) انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده ازSPSS-۱۶ و آزمونهای آماری T مستقل و کای اسکوئر انجام شد.
یافتهها: میزان بروز سرطانها طی سالهای مورد بررسی به ترتیب برابر ۲۵/۳۷، ۷۵/۲۴، ۱۶/۴۰، ۰۴/۲۴، ۴۹/۳۲، ۲۷/۴۴، ۲۸/۵۰ و ۵۵/۴۳ در یک صد هزار نفر برآورد گردید. بیشترین سن بروز سرطان در این مطالعه در گروه سنی ۵۵ ساله و بالاتر بود. موارد سرطان در مردان بیشتر از زنان بود. شایع ترین سرطانها در مردان به ترتیب سرطان پوست (۱/۱۹%) و سرطان معده (۷/۱۴%) و در زنان سرطان پستان (۹/۲۷%) و سرطان پوست (۸/۱۴%) بود.
نتیجه گیری: با اینکه روند بروز سرطان در استان قم تابع نظم خاصی نیست ولی در سالهای اخیر سیر صعودی داشته است. لذا اجرای صحیح برنامههای غربالگری و تشخیص زودرس و آموزش همه گروههای جامعه در خصوص عوامل خطر و علایم و نشانههای سرطان ضروری میباشد.
سیامک یاسمین، مهدی حسینی، الهام شیخ انصاری، رضا رضایی، علی عمارلوئی، سجاد مظلومی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ گوگردی B یکی از رنگهای صنعتی مورد استفاده در صنایع نساجی میباشد که به مقدار زیاد در طی فرآیندهای صنایع نساجی وارد فاضلاب این صنایع میشود. در این تحقیق به مطالعه تجزیه فتوکاتالیستی رنگ گوگردی B با استفاده از نانوذره اکسید روی (ZnO) به عنوان کاتالیست در محیط آبی تحت تابش اشعه UV پرداخته شده است.
روش کار: در این مطالعه آزمایشگاهی که از یک راکتور به حجم ۸/۲ لیتر استفاده شد، اثر فاکتورهای بهره برداری از قبیل مقدار فتوکاتالیست (۱/۰ تا mg/l ۴۰۰۰)، غلظت رنگ (۱ تا mg/l ۴۰۰) و pH اولیه (۱۱-۳) در شدت تابش ثابت UV بر راندمان حذف رنگ مورد بررسی قرار گرفتند. غلظت رنگ توسط دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج nm ۵۵۰ قرائت شد.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش pH باعث افزایش راندمان حذف رنگ از ۲۸ درصد در ۳ pH= تا ۹۰ درصد در ۱۱ pH= می شود. افزایش غلظت اولیه رنگ تاmg/l ۴۰۰ باعث کاهش راندمان حذف رنگ از ۹۴ به ۵۷ درصد میشود. افزایش دوز کاتالیست تا نسبت کاتالیست به رنگ برابر با mg/l ۳ در غلظتهای پایین رنگ، باعث افزایش حذف رنگ تا ۹۴ درصد شد و بعد از این نسبت، تاثیر در حذف ناچیز بود.
نتیجه گیری: وجود همزمان کاتالیست و تابش نور UV برای تجزیه بیشتر رنگ ضروری میباشد. افزایش مقدار pH میتواند باعث تولید بیشتر رادیکال هیدروکسیل شود که میتواند باعث افزایش حذف رنگ شود. افزایش غلظت اولیه رنگ باعث عدم نفوذ مناسب نور به داخل محلول شده و در نتیجه حذف رنگ کاهش مییابد. افزایش مقدار نانوذره باعث افزایش وجود سایتهای فعال در جهت تولید بیشتر رادیکال هیدروکسیل میشود.
مطهره السادات حسینی، زهرا خارزنی، محمد تقی قانعیان، محبوبه دهواری *، مهدیه ممیزی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: سم مادهای است که دارای منشأ گیاهی، حیوانی و شیمیایی بوده که در مقادیر معینی باعث اختلال و یا توقف فعل و انفعالات حیاتی بطور موقت یا دائم میگردد. با توجه به اینکه نگهداری و کاربرد آفتکشها در منزل عمدتاً توسط زنان انجام میگیرد؛ احتمال ایجاد مشکل بهداشتی برای زنان و حتی کودکان در اثر سمپاشی در منازل بیشتر است. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان شهر یزد در رابطه با مخاطرات بهداشتی، روش صحیح نگهداری و کاربرد آفتکشها در منزل انجام شده است.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی است. جامعه مورد بررسی در این مطالعه ۴۶۵ نفر از زنان شهر یزد بودند که به روش نمونهگیری خوشه ای انتخاب شدند. پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش محقق ساخته بوده و شامل متغیرهای جمعیتی (سن، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی، شغل، نوع منزل)، سؤالات مربوط به سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد زنان میباشد. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS-۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: مطابق با نتایج بدست آمده، اکثر افراد مورد مطالعه دارای سطح تحصیلات لیسانس و بالاتر بودند. بیشتر افراد خانه دار بوده و در خانههای ویلایی زندگی میکردند. میانگین نمره آگاهی، نگرش و عملکرد به ترتیب برابر با ۴/۲±۰۲/۹، ۴/۴±۵۲/۳۳، ۳/۵±۶۰/۳۸ بدست آمد. نتایج نشان داد که ۴/۱۷درصد افراد، آموزش در زمینه نحوه نگهداری و مخاطرات بهداشتی آفتکشها را از تلویزیون دریافت میکنند. ۲/۲۳ درصد زنان بیشترین منبع مطالعاتی خود را اطلاعات موجود روی ظرف یا بسته بندی سم اعلام کردند.
نتیجهگیری: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر حاکی از آن است که میزان آگاهی اکثر زنان شهر یزد در زمینه مخاطرات بهداشتی، روش صحیح نگهداری و کاربرد آفتکش در منزل در محدوده متوسط قرار دارد و این امر باعث شده است عملکرد اکثر آنان نیز در محدوده متوسط قرار گیرد ولی با توجه به اینکه نگرش اکثر افراد در محدوده خوب قرار داشته است، می توان با افزایش آگاهی افراد، عملکرد آنها را به نحو مناسبی افزایش داد.
محمدرضا مهراسبی، پروین فتحی *، میر جمال حسینی، غلامرضا صادقی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر حضور مواد آلی طبیعی که بعنوان عمده ترین آلایندههای آبهای سطحی تامین کننده آب شرب محسوب میشوند، بطور فزاینده ای در حال افزایش میباشد. در نتیجه نیاز ضروری جهت ارزیابی اثرات بیولوژیکی این ترکیبات روز بروز افزایش مییابد. از طرفی جلبکها با چرخه رشد کوتاه، قابلیت کشت جداگانه و حساسیت بالا نسبت به سموم، از مهمترین گونهها در ارزیابی اثرات بیولوژیک سموم در محیط زیست میباشند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیرات اسید هیومیک در غلظتهای مختلف (mg/l۳۲-۴) بر رشد و تغییرات رادیکالهای فعال اکسیژن در جلبک کلرلا میباشد.
روش کار: سلولهای جلبکی گونه کلرلا با تراکم نسبی ۱۰۵×۱ سلول در هر میلی لیتر و غلظتهای مختلف اسیدهیومیک به محیط کشت اضافه گردید. تعداد جلبکها بصورت روزانه شمارش و میزان گونههای اکسیژن فعال درون سلولی، توسط آزمون فلوریمتریک بررسی شد.
یافته ها: اسید هیومیک در غلظت های کم (mg/l ۴) در مدت ۴۸ ساعت سبب افزایش معنیدار رشد جلبکها گردید (۰۵/۰>p)، اما غلظتهای بالاتر (mg/l ۸≤) و بعد از مدت ۷۲ ساعت، اثر سمی بر روی جلبک نشان داد. همچنین در حضور اسیدهیومیک، مقدار ROS درون سلولی نسبت به گروه کنترل بطور معنیداری افزایش یافت (۰۵/۰>p).
نتیجه گیری: بنظر میرسد اسیدهیومیک اثر استرس اکسیداتیو بر روی جلبک کلرلا داشته و اثرات آن بصورت کاهش درصد رشد نسبی و ضریب ثابت رشد جلبکها و افزایش تولید ROS درون سلولی جلبک قابل مشاهده است
ابوالفضل اژدرپور *، ربیعه حسینی، منصوره دهقانی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: حضور فلزات سنگین در لجن فاضلاب شهری، استفاده از آن را به عنوان اصلاح کننده خاک محدود میکند. هدف از این مقاله امکان حذف فلزات سنگین Cu، Zn، Cd و Pb از لجن فاضلاب شهری با استفاده از باکتری اسیدوتیوباسیلوس فرواکسیدانت بود.
روش کار: در این مطالعه تجربی، نمونه لجن از تصفیه خانه فاضلاب شهر شیراز جمع آوری شد. شستشوی بیولوژیکی لجن در ظروف ۲۵۰ میلی لیتر حاوی ml۱۰۰ لجن تازه، ۱۵میلی لیتر محیط کشت حاوی باکتری اسیدوتیوباسیلوس فرواکسیدانت و آهن با غلظت gr / l ۴-۱ در دمای ۲۸ درجه سانتیگراد و دور rpm ۱۸۰ انجام شد و مقدار حذف فلزات سنگین توسط دستگاه پلاروگراف پایش گردید.
یافته ها: شرایط بهینه برای حذف فلزات سنگین در این روش، زمان ماند ۵ روز و غلظت آهن gr/l۲ به دست آمد. تحت این شرایط، ۸۰ درصد کادمیوم، ۷۸ درصد سرب، ۸۷ درصد روی و ۹/۶۹ درصد مس از لجن حذف شد. همچنین میزان آبگیری لجن به ۹۹ درصد افزایش یافت. غلظت باقی مانده روی، کادمیوم، سرب و مس در لجن بعد از شستشوی بیولوژیکی به ترتیب ۷۸۳، ۱، ۱۸ و ۶۰۷ میلی گرم بر کیلوگرم بود که در محدوده استانداردهای لازم EPA برای کشاورزی می باشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد روش شستشوی بیولوژیکی توسط باکتری تیوباسیلوس می تواند به عنوان روشی مناسب برای حذف فلزات سنگین و افزایش کارایی آبگیری لجن کاربرد داشته باشد.
سعید شجاعی برجوئی *، حمیدرضا عظیم زاده، سیده زهرا حسینی سنگ چی،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای ناشی از کار، حجم بسیار زیادی از مشکلات جامعه را به خود اختصاص دادهاست. ازنظر متخصصین طب کار، بیماریهای شغلی به عنوان یک عامل تهدیدکننده زندگی کارگران تلقی میشود. این مطالعه با هدف اندازهگیری آلودگی هوا به ذرات معلق و ارزیابی ریسک بهداشتی مواجهه با ۵/۲PM و ۱۰PM در صنعت نساجی انجام شد.
روش کار: پژوهش به صورت تحلیلی- مقطعی در سالنهای ریسندگی- بافندگی و چاپ- استنتر یک کارخانه نساجی انجام شد. نمونهبرداری با استفاده از دستگاه Particle Mass Counter مدل TES ۵۲۰۰ برای اندازهگیری تراکم جرمی و تعداد ذرات محیطی صورت گرفت. ارزیابی ریسک بهداشتی مواجهه پوستی، گوارشی و استنشاقی با ۵/۲PM و ۱۰PM به روش پیشنهادی EPA انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد بیشترین تراکم جرمی ذرات در سالن ریسندگی- بافندگی و بیشترین تراکم تعداد در سالن استنتر- چاپ است. در هر دو سالن تراکم متوسط جرمی مجموع ذرات پایینتر از حدود مواجهه شغلی برای گرد و غبار کلی تعیین گردید. نتایج دیگر نشان داد با افزایش قطر، تراکم جرمی ذرات افزایشیافته و به دنبال آن، تراکم تعداد آنها کاسته میشود. شاخص خطر برای ریسکهای غیرسرطانی مواجهه با ۵/۲PM و ۱۰PM کوچکتر از یک و ریسکهای سرطانی کوچکتر از ۶-۱۰ محاسبه گردید.
نتیجه گیری: اگرچه ریسکهای سرطانی و غیرسرطانی مواجهه با ۵/۲PM و ۱۰PM در سالنهای خط تولید قابل قبول محاسبه گردید، ولی این ذرات به واسطه ماهیت شیمیایی خود ممکن است اثرات بهداشتی نامطلوبی بر سلامت کارکنان داشته باشند.
رضوان رجب زاده، یاسمن جعفری، رویا صادقی، حمید رضا محدث حکاک، عفت حکمت آرا، سید حمید حسینی *،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوامل تشکیل دهنده الگوی غذایی جامعه مجموعه عادات و فرهنگ تغذیه ای افراد آن جامعه است. تئوری شناخت اجتماعی، چهارچوبی را برای شناخت رفتار در بافت خانواده فراهم میکند و بیان میکند رفتار، از جمله رفتار تغذیه ای ناشی از عوامل فردی و محیطی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با مصرف غذاهای فوری بر اساس تئوری شناخت اجتماعی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر بجنورد انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سال ۱۳۹۶ با شرکت ۴۵۰ زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر بجنورد انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای سه قسمتی شامل مشخصات فردی، سوالات بسامد مصرف در طول یک هفته گذشته و سوالات مربوط به سازه های تئوری شناخت اجتماعی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۰ و آزمونهای آماری ضریب همبستگی اسپیرمن، کروسکال والیس، آنالیزواریانس یکطرفه، رگرسیون خطی با سطح معنیداری ۵ ۰/۰ p<انجام گردید.
یافته ها: میانگین سن افراد مورد بررسی ۸۵/۷±۵۹/۲۹ سال بود. ۶/۶۲ درصد از زنان در هفته گذشته حداقل یکبار از غذای فوری استفاده کرده بودند. بین سن و بسامد مصرف غذای فوری رابطه منفی معنی دار آماری وجود داشت. زنان دانشجو نسبت به زنان شاغل و خانه دار به طور معنی داری مصرف غذای فوری بیشتری داشتند (۰۰۱/۰>p). سازه های مختلف تئوری شناخت اجتماعی ۲/۱۷درصد از واریانس مصرف غذاهای فوری را در زنان مورد مطالعه تبیین نمودند. به طوری که سازه های آگاهی تغذیه ای (۰۰۱/۰p=) و فراهمی (۰۰۱/۰p<) سهم معنی داری در مصرف غذاهای فوری داشتند.
نتیجه گیری: در این مطالعه مصرف غذای فوری در افراد شاغل، دانشجو و افراد با سن بالاتر بیشتر بود و بسامد مصرف غذای فوری در افراد با آگاهی بالاتر، کمتر بود. با توجه به این نتایج، طراحی مداخلات آموزشی جهت ایجاد آگاهی بهداشتی در افراد از سنین پایین و فراهم کردن گزینه های سالم تغذیه ای برای زنان، می تواند اثرات مطلوبی در جهت انتخاب های بهتر تغذیه ای داشته باشد.
شادی فتحی زاده، فرشته خطی دیز آبادی، سیده عظمت موسوی فر، سیده خدیجه حسینیان، مریم عمیدی مظاهری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت واحد تلاشی یکپارچه از چندین رشته در سطوح مختلف برای دستیابی به بالاترین سطح سلامت برای انسان، حیوانات و محیط زیست میباشد.این مطالعه با هدف تعیین میزان تعهد پذیری در سلامت واحد و برخی عوامل مؤثر بر آن در دانشجویان،کارکنان و اساتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شده است.
روش کار: این مطالعه توصیفی- همبستگی ازنوع مقطعی بوده است که با مشارکت ۲۹۶ نفر از اعضای هیات علمی، کارکنان و دانشجویان دانشکده بهداشت و پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. داده هـــا با استفاده از پرسشـــنامه محقق ساخته جمع آوری گردید و با نرم افزار SPSS-۲۲ و آزمونهای آماری آنوا یکطرفه و تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری ۰۵/۰ p< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین نمره کسب شده در حیطه نگرش برابر ۲±۹۰/۲۲، در حیطه عملکرد برابر ۵۹/۴±۹۳/۲۷، در حیطه پایبندی برابر ۹۸/۵±۲۸/۲۶ و در تعهد پذیری برابر ۳۵ /۱۱±۱۲/۷۷ بود. ۱۰/۳۵ درصد از افراد در تعهد پذیری دارای وضعیت مطلوب بودند. میانگین نمره عملکرد، پایبندی و تعهد پذیری با سمت افراد شرکت کننده و مقطع تحصیلی دانشجویان ارتباط معنیداری را نشان داد (۰۵/۰p<).
نتیجه گیری: با وجود اینکه درصد زیادی از افراد مورد مطالعه دارای نگرش مطلوب در مورد تعهدپذیری در سلامت واحد بودند ولی این نگرش مطلوب نتوانسته است بر روی عملکرد، پایبندی و در نهایت در تعهدپذیری در سلامت واحد افراد تاثیر زیادی داشته باشد، لذا عوامل دیگری هم میتواند در تعهدپذیری در سلامت واحد دخیل باشند.
سیده سمیه حسینی *، مسعود تقوایی،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی موانع و تدوین چشم اندازها ی توسعه گردشگری پزشکی تهران جهت جذب بیشتر این دسته از گردشگران با رویکرد یکپارچه سازی خدمات نگارش یافت.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه اکتشافی با ترکیبی از روشهای کیفی و کمی بود که جامعه آماری آن از یک گروه ۸ نفره و ۲۰ نفر از اساتید، خبرگان و مسولان حوزه گردشگری سلامت با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه و مصاحبه اســــــتفاده شد. جهــت تجزیــه و تحلیــل داده هــا از نرمافزار ۱۸-MAXQDA، تکنیکهــای تصمیم گیری چندمعیاره (دیمتـل فــازی و فرایند تحلیل سلسله مراتب) و SWOT استفاده شـد.
یافته ها: طبق یافته ها معایب و چالشهای توسعه گردشگری پزشکی تهران مشتمل بر ۷ عامل ۱۱ گویه و ۴۵ زیرگویه شناسایی و با ارائه ارتباط جنبه های مختلف، نقش موثر هر یک در جلوگیری از تبدیل شدن تهران به عنوان قطب پایدارگردشگری پزشکی در منطقه و آسیا ارزیابی شد که به ترتیب عبارتند از زیر ساخت ها و مقررات (۱۷۷/۰)، دسترسی به اطلاعات (۱۶/۰)، ارتباطات و بازاریابی (۱۵۲/۰)، کیفیت (۱۳۴/۰)، عوامل محیطی (۱۲۹/۰)، پدافند غیرعامل و موانع بین المللی (۱۲۴/۰).
نتیجه گیری: ضعف سیاست های مدیریتی نظارتی، فقدان زیرساختهای قانونی و مالی مناسب، عدم شفافیت هزینه های درمانی و فقدان یک سیستم قابل اعتماد برای اجرای استانداردسازی قیمت به همراه عدم برنامه های شفاف و عملی برای ورود و رقابت و بی توجهی به پتانسیل همسایگان از جمله چالش های اساسی ایران و تهران در زمینه گردشگری پزشکی است. جهت تقویت نقش های فراملی تهران وظیفه دولت از طریق سیاستگذاری ها و بخش های فعال در این حوزه از طریق ابتکارات خود در راستای بهبود رقابت پذیری و بازاریابی مدرن در کنار هماهنگی و جامعیت خدمات ارائه شده به این بیماران بسیار حایز اهمیت است.